کاریکلماتور
اول سلام که هم سلامتی میاره هم بوی خوش آشنایی
دوم:بالاخره بعد از چند هفته مورد لطف مدیریت سایت خانم ابراهیم پور(دامت برکاته
)
قرار گرفتم و به نویسنده های سایت پیوستم.
سوم:می خواستم یه خبری رو بگم که البته این رو از من نشنیده بگیرین
منابع آگاه و ناآگاه از قول مسؤل فن آوری اطلاعات دانشگاه خبر دادن که امسال سریعترین و بهترین انتخابات واحد رو داشتیم![]()
![]()
حالا بریم سر اصل مطلب>کاریکلماتور:
کاریکلماتور نامی است که احمد شاملو بر نوشتههای پرویز شاپور گذاشت. این کلمه ابتدا در سال ۱۳۴۷ در مجله خوشه به سردبیری شاملو به کاربرده شد و حاصل پیوند «کاریکاتور» و «کلمه» است. به نظر شاملو، نوشتههای شاپور کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شدهاست
نمونههایی از کاریکلماتورهای پرویز شاپور:
قلبم پرجمعیت ترین شهر دنیاست.
هر درخت پیر، صندلی جوانی میتواند باشد.
گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
برای باز شدن بختش آدرس کلید ساز را گرفت.
بعضی ها دورتان میگردند و بعضی ها شما را دور میزنند.
بعضی از آدمها قبل از اتمام تاریخ مصرفشان، فاسد میشوند.
من سیگار را آتش میزنم و سیگار هم به تلافی ، سلامتی ام را.
در آخرین دم ، بازدمی وجود ندارد.
صدای عشق را پشت نگاهش غافلگیر کرد.
قبل از اینکه "پایتان" بلغزد "دست" نگهدارید.
امتحان های دوران تحصیل ، آسانترین امتحان های زندگیست.
برای آدمهای عاشق ، زمستان همان بهار سفید است.
وقتی از پست و مقام بالایش خلع شد ، دیدم از من هم کوتاهتر است.
آدمهای متفکر شنا بلد نیستند چون همیشه در افکارشان غرق میشوند.
ابر بغض کرده با اشک هایش ، شعر باران را سرود.
بعضی ها تا یک قدمی کار میروند ، اما "سرکار" نمی روند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 14:5 توسط احسان ممی نژاد
|